برچسب: نقد داستان
تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۶۲: مرور هشت کتاب

۰۸ آذر ۱۴۰۴

مرور چند کتابی که این روزها خوانده‌ام: سه رمان، سه کتاب تاریخی، کتابی ادبی و نهایتاً کتابی دینی.
 
آه با شین؛ از محمدکاظم مزینانی
استفاده از عناصر سنتی شهر دامغان، ترکیب سه زاویهٔ دید در سه زمان مختلف و پیوند دادن همهٔ این‌ها باعث شده است که مزینانی به راحتی در پایان رمان دست به شاعرانگی بزند و این شاعرانگی به جان کار بنشیند. از آن‌جایی که من تا حد...

تصویر پست

معرفی رمان و داستان بلند

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

این روزها عجیب مشغولیت‌های کاری‌ام بالا رفته است: ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود.
مدت‌ها بود فکر چنین کاری در سرم بود. تا که یادم آمد الان قاعدتاً باید فصل نمایشگاه کتاب باشد. ساخته و پرداخته کردن فهرستی دقیق اصلاً ساده نیست اما به ذهنم رسید کاری که از دستم برمی‌آید، دیدن فهرست رمان‌های خوانده‌شده‌ام (۳۴۳ مورد) است و سپس آن‌هایی که به نظرم ارز...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۵۷: روی ماه خداوند را ببوس: از مصطفی مستور

۰۷ اسفند ۱۴۰۳

اولین بار پاییز ۱۳۸۷ این داستان بلند را خواندم و یادم هست یکی دو سال بعد در تعطیلات نوروز از بی‌کتابی در شهرستان، دوباره خواندمش. پس با این اوصاف این بار سوم است که می‌خوانم بیشتر از سر کنجکاوی که این کتاب چه چیزی داشته که در نسل ما دهه‌شصتی‌های تازه به جوانی رسیده این‌قدر پرطرفدار شده است. کتاب خیلی کوتاه است و شاید بشود در دو یا سه نشست تمامش کرد...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۵۴: میم عزیز؛ از محمدحسن شهسواری

۱۰ بهمن ۱۴۰۳

«میم عزیز» در واقع نوعی فراداستان یا متافیکشن است. نویسنده‌ای که احوالات نویسندگی‌اش را موقع نوشتن همزمان یک رمان و فیلم‌نامه‌ای ترسناک همزمان با اتفاقات زندگی‌اش می‌نویسد و در اواخر داستان، رنگ واقعیت و خیال با هم مخلوط می‌شود. این گونهٔ ادبی البته خیلی جدید نیست ولی به نظرم آمد همان نقد یک‌خطی بی‌ادبانه‌ای که فراستی نسبت به «جرم» مسعود کیمیایی دا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۵۰: امبرسون‌های باشکوه؛ از بوث تارکینگتون

۰۶ دی ۱۴۰۳

بوث تارکینگتون جزو معدود نویسندگانی است که توانسته دو بار جایزهٔ پولیتزر را ببرد. قبل از رواج گستردهٔ صنعت سینمایی آثار او بسیار مورد اقبال مخاطب آمریکایی بود ولی با گسترش رسانه‌های تصویری، رمان‌های اون کم‌کم فراموش شدند. اما فارغ از ضعف‌های موردی، این رمان هم از جهت اهمیت تاریخی هم از جهت سرگرمی بسیار جالب توجه است.
قصه در مورد خانوادهٔ امبرسون اس...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۴۹: زمین سوخته؛ از احمد محمود

۱۳ آذر ۱۴۰۳

در ویکی‌پدیا از قول بی‌بی‌سی فارسی نوشته شده است: «وقتی خبر کشته شدن برادرم را در جنگ شنیدم، از تهران راه افتادم رفتم جنوب. رفتم سوسنگرد، رفتم هویزه. تمام این مناطق را رفتم. تقریباً نزدیک جبهه بودم. وقتی برگشتم، واقعاً دلم تلنبار شده بود. دیدم چه مصیبتی را تحمل می‌کنم. اما مردم چه آرام‌اند. چون تا تهران موشک نخورد، جنگ را حس نکرد. دلم می‌خواست لااق...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۴۷: سال بلوا؛ از عباس معروفی

۲۸ آبان ۱۴۰۳

این رمان می‌توانست بسیار بهتر از این باشد اگر روی زبان روایت خصوصاً این که همه یک جور حرف نزنند بیشتر کار می‌شد. همین‌طور این که استعاره و نمادپردازی مشخصاً معلوم است که با گذشت زمان نخ تسبیح‌شان را گم کرده‌اند و پنداری تاریخ مصرف‌شان گذشته است. با همهٔ این وجود، این رمان یک سر و گردن از بسیاری رمان‌های تازه‌منتشرشده بالاتر است.
 
پ.ن. اخیراً سپیده...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۴۶: بالزن‌ها؛ از محمدرضا کاتب

۱۸ آبان ۱۴۰۳

گرچه می‌فهمم سبک کاتب جوری است که باید با تمرکز خواند و این روزها من بسیار پرمشغله هستم ولی حداقلش این است که در کتاب‌های قبلی نقطهٔ عطفی وجود داشت که مثل قلاب من مخاطب را نگاه دارد. الان چنین چیزی را درنیافتم و کتاب را متأسفانه نیمه وانهادم. شاید ایراد اصلی کتاب آن است که صرفاً روایت گیجاویجی شخصیت اول است و انبوه استعاراتی که معلوم نیست به کجا خو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۴۱: مرور چهار کتاب

۲۲ اسفند ۱۴۰۲

عادت به موازی‌خوانی دارم و این روش را می‌پسندم چرا که با توجه به احوالاتم کتاب می‌خوانم نه با توجه به برنامهٔ از پیش‌تعیین‌شده که معمولاً در واقعیت عملی نخواهد شد. نقطه مشترک همهٔ این کتاب‌های این مطلب آن است که خواندن‌شان بیشتر از یکی دو ماه و بعضاً یکی دو سال طول کشیده است.
 
 
کلیسای جامع؛ از ریموند کارور
به شکل عجیبی دقت نظر در زاویهٔ دید، کمین...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۳۹: ارباب و مرد؛ از لئو تولستوی

۱۳ بهمن ۱۴۰۲

خسته‌ای و کنار قفسهٔ کتاب‌های خانه نشسته‌ای. این روزها، وسط خواندن کتاب‌های دیگر، چشمت به کتابی نازک در قفسهٔ کتاب می‌خورد: از آن کتاب‌هایی که فله‌ای از دسته‌دوفروشی محل خریده‌ای. 
داستان اول را که دو بار خوانده‌ام و درباره‌اش نوشته‌ام (در اینجا و اینجا ). پس با وجود وسوسه‌ای فراوان برای خواندن بار سوم، از آن می‌گذرم و نمی‌خوانم. می‌رسیم به داستان ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۳۷: خون‌خورده؛ از مهدی یزدانی خرم

۰۹ بهمن ۱۴۰۲

این سومین رمانی است که از یزدانی خرم می‌خوانم. همان قالب همیشگی که معمولاً جوانی در دورهٔ معاصر طی اتفاقاتی روایتش به سمت گذشته می‌رود و نقب می‌زند به اتفاقات گذشته. نسبت به دو کتاب قبلی البته نویسنده توقف بیشتری در گذشته می‌کند و از پراکندگی تا آنجا که داستانش اجازه می‌داده است اجتناب کرده است. از آدم‌های رمان‌های قبلی هم استفاده‌های خیلی موردی هم...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۳۸: مترجم؛ از لیلا ابوالعلا

۰۹ بهمن ۱۴۰۲

لیلا ابوالعلا نویسندهٔ سودانی‌تبار اهل اسکاتلند برای این رمان کوتاه مورد تقدیر بسیاری از جمله جی‌. ام. کوتزی (برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات) قرار گرفته است. داستان در مورد زنی به اسم سامر است که به همراه همسرش طارق در اسکاتلند زندگی می‌کرده است اما طارق فوت کرده است و او در تنهایی و افسردگی زندگی می‌کند و شغلش ترجمهٔ متون عربی به انگلیسی برای استاد دان...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۲۸: سوءقصد به ذات همایونی؛ از رضا جولایی

۳۰ آذر ۱۴۰۲

به گمانم در کتاب «ایران بین دو انقلاب»، یرواند آبراهامیان اشاره دارد که برای اولین بار فکر ترور و حذف فیزیکی به صورت سازمان‌یافته از سمت گروه اجتماعیون-عامیون که در قفقاز پایگاه داشتند در ایران معاصر شکل گرفت و بعدتر به گروه‌هایی مانند فداییان اسلام و گروه چپ بسط پیدا کرد.
این رمان تاریخی، قصهٔ گروهی است از اجتماعیون-عامیون که از سمت روسیه تزاری با...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۲۱: انسان جنایت و احتمال؛ از نادر ابراهیمی

۲۳ آبان ۱۴۰۲

این داستان بلند را که در اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی نوشته شده است، می‌شود یک‌نفس خواند. نویسنده خبری در صفحهٔ حوادث روزنامه می‌خواند که مردی به اسم سیدباباخان در روستای لاجورد خراسان از فرصت زلزله استفاده می‌کند و همسرش را به قتل می‌رساند. وقتی جنازهٔ همسرش زیر آوار پیدا می‌شود، آثار ضربهٔ تبر بر سر همسرش پزشکان را متقاعد می‌کند که کار زیر سر شوهرش ا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۱۰: دیلماج؛‌ از حمیدرضا شاه‌آبادی

۲۴ مهر ۱۴۰۲

از میرزا یوسف مستوفی دیلماج (مترجم) دولت ناصری رساله‌هایی برجای مانده که اطلاعات جالبی در مورد تعاملات او با شخصیت‌های معروف مشروطه مانند فروغی، ملکم‌خان ناظم‌الدوله و اعضای لژ فراماسونری آدمیت وجود دارد. علاوه بر آن رساله‌ای در مورد عشق وجود دارد که گویای اتفاقاتی است که باعث خاطرخواهی و فراق ابدی او می‌شود. این‌ها را ظاهراً نویسنده‌ای به نام آقای...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۰۵: راه باریک به عمق شمال؛ از ریچارد فلاناگان

۲۲ شهریور ۱۴۰۲

این رمان جایزهٔ بوکر ۲۰۱۴ را گرفته است. نویسنده اهل جزیرهٔ تاسمانی استرالیاست و شخصیت اول داستان هم اهل همین‌جاست. نام کتاب از روی یکی از شعرهای ژاپنی باشو است به همین نام. داستان اصلی در مورد سربازان استرالیایی است که زمان جنگ جهانی دوم در جبههٔ‌ متفقین جنگیده‌اند و اسیر ژاپنی‌ها شده‌اند. این اسیران حالا مجبورند در آسیای شرقی راه‌آهنی را برای ژاپن...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۹۸: زمستان ۶۲؛ از اسماعیل فصیح

۳۱ مرداد ۱۴۰۲

این دومین رمانی است که از مرحوم اسماعیل فصیح می‌خوانم: قبلی‌اش «ثریا در اغما» بود که به نظرم جزو رمان‌های قابل اعتنا در ادبیات فارسی است. در این کتاب هم شخصیت همیشگی «جلال آریان» که مانند خود فصیح کارمند سابق شرکت نفت بوده است راوی شخص اول است. سبک روایت‌گری فصیح بسیار به همینگوی نزدیک است؛ کما آن که ظاهراً فصیح زمان دانشجویی‌اش در آمریکا فرصت گفتگ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۹۷: معسومیت؛ از مصطفی مستور

۱۹ مرداد ۱۴۰۲

مازیار جوان لنگ در هوایی است که پدرش خلافکار بوده و اخیراً فوت کرده است، مدتی در کارواش کار می‌کرد و حالا نمایش‌نامه‌نویس رادیویی شده است. او که راوی داستان است می‌خواهد قصهٔ این روزهایش را بنویسد. این بشر به شکل فاحشی غلط املایی دارد و واژه‌های ساده را هم غلط می‌نویسد، معنای کلمات ساده‌ای مثل تطهیر را نمی‌داند اما برای رادیو نمایش‌نامه می‌نویسد. م...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۹۳: انتظار؛ از ها جین

۰۴ خرداد ۱۴۰۲

این رمان را «ها جین» نویسندهٔ چینی و استاد زبان انگلیسی در دانشگاه‌های امریکا به زبان انگلیسی نوشته است و جایزهٔ معتبر کتاب ملی آمریکا را برده است. در این داستان قصهٔ پزشکی به اسم لین را می‌خوانیم که در بیمارستانی نظامی در دههٔ شصت میلادی در چین کمونیستی مشغول کار است و پدر و مادرش برای او همسری برمی‌گزینند که مواظب آن‌ها باشد. وقتی لین به خانه می‌...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۹۲: سرخ سفید؛ از مهدی یزدانی خرم

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲

در «سرخ سفید» یزدانی‌خرم به همان سبک «من منچستر یونایتد را دوست دارم» روایت می‌کند با مضمونی تقریباً شبیه و سبک جمله‌نویسی بسیار نزدیک به کار قبلی. چند تفاوت البته وجود دارد. به نظرم، کار قبلی او شکل هذیان‌گونه‌ای داشته اما در این کار سعی کرده است داستان قوام بیشتری بیابد و اندکی رو هر خرده‌روایت مکث بیشتری داشته باشد. داستان در مورد کیوکوشین‌کای س...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۶۸: گشنگی؛ از کتایون سنگستانی

۱۰ بهمن ۱۴۰۱

این دومین رمان از کتایون سنگستانی است. بنا به قاعده‌های «چند وقت یک بار کتاب جدید خواندن» و «کتاب‌فروشی افق کتاب بد روی میز پیشنهاد نمی‌گذارد» این کتاب را خریدم و خواندم. این رمانْ که در پاییز ۱۴۰۱ از نشر چشمه منتشر شده است، داستان شیوا، زن جوانی، است که به هر جان کندنی در مزونی مخوف مشغول به کار می‌شود. پدرش آلزایمری است، با برادر و مادرش زندگی می...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۶۴: راهنمای مردن با گیاهان دارویی؛ از عطیه عطارزاده

۰۴ دی ۱۴۰۱

دختری جوان با مادرش در خانه‌ای زندگی می‌کند. کار مادرش عطاری است و دختر که از کودکی به خاطر فرورفتن گیاه دارویی به چشمش نابینا شده است، همه چیز را از زاویهٔ دید حواس غیربینایی خودش روایت می‌کند. در پایان داستان به معنای عنوان کتاب یعنی «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» می‌رسیم. هر چقدر بیشتر توضیح بدهم باعث لو رفتن داستان می‌شود.
حجم این کتاب بسیار ک...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۶۳: مونالیزای منتشر؛ از شاهرخ گیوا

۰۱ دی ۱۴۰۱

«شاه عباس آمد گفت: ریشتان را بتراشید و سبیل بگذارید؛ گذاشتیم! آن هم تا بناگوشش را. آن یکی روبند و شلیته و کلاه نمدی برمان کرد. گفتیم: مبارک است! دیگری آمد گفت: زن‌ها چادرها را بردارند؛ برداشتند. مردها سبیل کوتاه کنند، کلاه شاپو و پهلوی بگذارند؛ ما هم گذاشتیم! حالا هم که این شکلی شده‌ایم. همیشه دنبال شکل خودمان، شکل حقیقی‌مان می‌گردیم، اما نمی‌دانیم...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۵۹: برادر انگلستان؛ از علیرضا قزوه

۲۳ آذر ۱۴۰۱

رمان «برادر انگلستان» اولین کار داستانی قزوه است که همه او را به شاعری‌اش می‌شناسند چه در قالب موزون (دیشب از شما چه پنهان، سر زدم به کوی مستان/گفتم: السلام یا می! گفتم: السلام یا خُم!) چه در قالب سپید (مولا ویلا نداشت). اینجا قزوه مضمونی دارد و محملی برای نوشتن. برادر انگلستان با خواب‌های آشفتهٔ راوی در قطاری آغاز می‌شود که نقبی به گذشته می‌زند. ب...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۵۲: ارتداد؛ از وحید یامین‌پور

۰۸ آذر ۱۴۰۱

فرض کنید روز بیست و دوم بهمن، چند ساعت قبل از آن که صدا و سیما دست انقلابیون بیفتد، به جای آن که پیام امام خمینی مبنی بر ریختن مردم به خیابان به دست مردم برسد، گروهی به مدرسهٔ رفاه حمله کنند، اکثر یاران امام را بکشند و خود امام را هم بدزدند. بعدش چه اتفاقی می‌افتد؟ این تاریخ جایگزینی است که یامین‌پور سعی کرده است از زبان «یونس» انقلابی‌ای اهل تفکر ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۵۱: برف؛ از اورهان پاموک

۲۹ آبان ۱۴۰۱

دختران محجبهٔ زیادی در شهر کارس ترکیه خودکشی کرده‌اند.
 
این نقطهٔ آغازین رمان «برف» است. شاعر تبعیدی به اسم کا (کریم) از فرانکفورت راهی کارس می‌شود و می‌خواهد گزارشی تحقیقی در این مورد تهیه کند. چرا خودکشی این قدر زیاد شده است؟ ظاهراً فشار دولت ترکیه برای ممنوعیت حجاب در مدرسه باعث این افزایش است. حالا نهادهای دینی همه جا را پر از پوستر کرده‌اند ک...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۳۵: رمق؛ از مجید اسطیری

۰۲ آبان ۱۴۰۱

رمق رمان کوتاهی از مجید اسطیری است با زاویهٔ دید شخص اول (رئوف) در مورد اتفاقات پیرامون اعتراضات بسیار موقع بازی ایران و اسرائیل در ورزشگاه امجدیه. اصل اتفاق اعتراض البته در بیرون ورزشگاه در نمایندگی هواپیمایی ال‌عال می‌افتد.
 
معلوم است که اسطیری سعی کرده به شخصیت جانی تازه و زنده شبیه شخصیت‌های کاپرفیلد دیکنز یا هولدن کالفیلد در ناتور دشت بدهد ام...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۳۱: تالار گرگ؛ از هیلاری منتل

۲۵ مهر ۱۴۰۱

«تالار گرگ» اولین مجموعه از سه‌گانهٔ تامس کرامول است که هر سه جلد کتاب خوش‌اقبال بوده است. جلد اول که همین کتاب حاضر است جایزهٔ بوکر گرفته است، جلد دوم همین طور و جلد سوم نامزد این جایزه شده است. چنین چیزی یک دستاورد بزرگ برای «هیلاری منتل» نویسندهٔ این رمان است. 
 
داستان بر اساس وقایع تاریخی قرن شانزدهم است. شخصی به اسم کرامول که از خانوادهٔ فقیر...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۲۷: پس از بیست سال؛ از سلمان کدیور

۱۵ مهر ۱۴۰۱

این مطلب از من در بخش نقد داستان شهرستان ادب منتشر شده است: پیوند به مطلب
در زمانه‌ای که خروجی ادبیات داستانی‌اش، از معروف‌ترین و پرسابقه‌ترین ناشرها و نویسندگان، پر از خطاهای فاحش روایتی و زبانی است، خیلی انتظار نمی‌رود نویسنده‌ای جوان، روی موضوعی تمرکز کند که هم وارد شدن به آن زمان زیادی می‌گیرد و هم پرداختن به آن، دردسرهای زیادی را به همراه می‌آ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۲۲: سه‌تار؛ از جلال آل‌احمد

۰۴ مهر ۱۴۰۱

سه‌تار مجموعه داستان‌های کوتاه جلال آل احمد است که عمدهٔ داستان‌ها در نیمهٔ‌ دوم دههٔ ۱۳۲۰ نوشته شده است. شاید بشود این کتاب را به سه جور مضمون تقسیم کرد: نقد تعصبات و وسواس‌های مذهبی، نقد فضای فقر در ایران با دیدگاه چپ، و سومی تصویرسازی فضای ایران در آن زمانه. در مضمون اول جلال به شدت دچار شعارزدگی و گل‌درشتی است؛ خصوصاً در دو داستان وسواس و سه‌تا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۱۶: شماس شامی؛ از مجید قیصری

۱۰ شهریور ۱۴۰۱

این مطلب از من در بخش نقد کتاب شهرستان ادب منتشر شده است: پیوند به مطلب
 
مجید قیصری را بیشتر در حوزۀ داستان دفاع مقدّس می‌شناسم؛ نویسنده‌ای که در گونه‌های مختلف داستانی دربارۀ دفاع مقدّس، خودش را آزموده و در بیشتر موارد، سربلند بیرون آمده است. در «شمّاس شامی» او چالشی جدید برای خود برگزیده است: چگونه از روایت چندخطی و مبهم از تاریخ، آن هم از حاشیۀ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۱۰: درختی در بروکلین می‌روید؛ از بتی اسمیت

۱۰ مرداد ۱۴۰۱

این رمان یکی از منتخبین قرن بیستم از سوی کتابخانهٔ عمومی نیویورک است. داستان دختربچه‌ای که در محله‌ای فقیر در بروکلین نیویورک زندگی می‌کند. شروع داستان بسیار عالی است و توصیفاتی دلچسب و فضاسازی مأنوسی دارد. اما به نیمه که می‌رسد تکرار مکررات و روایت‌های نوستالژیک در آن موج می‌زند؛ مثلاً توصیف کریسمس آن زمان. احتمالاً برای کسی که آمریکایی است و با ف...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۰۲: نخل و نارنج؛ از وحید یامین‌پور

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۱

یامین‌پور در اولین اثر داستانی‌اش خواسته زندگی شیخ انصاری، از علمای شیعهٔ اهل دزفول در دورهٔ قاجار، را به تصویر بکشد. در این رمان تأثیرات سبکی از نادر ابراهیمی مشهود است.
 
این داستان حتی به مرحلهٔ داستان‌شدن نزدیک نشده است. ویژگی‌های بارز این اثر خطاهای فاحش روایتی است و توضیحات بیرون از متن داستان چه به صورت پاراگراف درون‌متنی و چه به صورت ته‌نوش...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۰۰: من منچستریونایتد را دوست دارم؛ از مهدی یزدانی خرم

۲۶ فروردین ۱۴۰۱

این رمان دومین کار منتشرشدهٔ مهدی یزدانی خرم است. این رمان عمداً به شکل هذیان‌گویانه‌ای روایت شده است. از زاویهٔ دید دانشجوی تاریخ مبتلا به سرطان در خیابان‌های تهران معاصر که می‌رود در گذشتهٔ زمان کودتای دههٔ سی و به صورت دستش‌ده هر دو صفحه یک‌بار با اتفاق مشمئزکننده‌ای از آدمی به آدمی دیگر (و گاهی روحی دیگر) منتقل می‌شود. نویسنده روی هیچ نقطه‌ای ت...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹۴: مرگ ایوان ایلیچ و دیگر داستان‌ها؛ از لئو تولستوی

۱۶ آذر ۱۴۰۰

این کتاب مجموعهٔ چهار داستان بلند (نوولا) از تولستوی است که در فاصلهٔ یک سال هر کدام را جداگانه و با فاصلهٔ زمانی از یکدیگر خوانده‌ام. 
داستان اول با زاویهٔ دید و روایت زنی سرشار از احساسات بیان می‌شود و مضمونش در واقع نگاه اخلاقی واقع‌بینانهٔ تولستوی است که تجلی‌اش در رمان بلند او، آناکارنینا، آشکار است.
داستان دیگر، «مرگ ایوان ایلیچ» را قبلاً با ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹۲: امپایر فالز؛ از ریچارد روسو

۰۷ آذر ۱۴۰۰

این رمان در سال ۲۰۰۱ منتشر و در سال ۲۰۰۲ برندهٔ جایزهٔ ادبی پولیتزر شد و  در سال ۲۰۰۵ تبدیل به سریالی تلویزیونی نیز شده است. رقیب این رمان در آن سال «اصلاحات» از «جاناتان فرنزن» است (به تازگی به فارسی ترجمه شده است) و از این جهت جالب بود ببینم چه کتابی بود که از فرنزن جلو زده است. خاصه آن که «اصلاحات» همان سال برندهٔ کتاب ملی آمریکا در بخش داستان ش...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۸: زندگی عزیز؛ از آلیس مونرو

۱۷ آبان ۱۴۰۰

«آلیس مونرو» (۱۹۳۱-) نویسندهٔ کانادایی است که بیشتر داستان کوتاه می‌نویسد. او مشهور است به «چخوف کانادایی»، و جایزهٔ بین‌المللی من-بوکر ۲۰۰۹ و جایزهٔ نوبل ادبیات ۲۰۱۳ را از آن خود کرده است. کتاب «زندگی عزیز» (۲۰۱۲) مجموعهٔ داستان‌های کوتاه مونرو است. این کتاب دو بخش دارد: داستان و ناداستان. بخش ناداستان شامل پنج روایت داستان‌گونه از کودکی مونرو است...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۶: کفن؛ اثر جان بنویل

۱۳ آبان ۱۴۰۰

«چه کسی حرف می‌زند. صدای اوست در سرم. می‌ترسم تا سکوت نکنم، بس نکند. تا با خودم در این خیابان حرف می‌زنم، با من حرف می‌زند، چیزهای می‌گوید که دوست ندارد بشنوم. گاهی پاسخش می‌دهم، بلند با او مخالفت می‌کنم، و از او می‌خواهم مرا آرام بگذارد.» (اولین جملات رمان)
 
«کفن» اثر «جان بنویل» در سال ۲۰۰۲ منتشر شده است و آخرین کار قبل از رمان «دریا» برندهٔ جای...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۴: مارتین درسلر؛ از استیون میلهاوزر

۲۶ مهر ۱۴۰۰

«مارتین درسلر» نوشتهٔ «استیون میلهاوزر» داستانی است در مورد پسرکی نیویورکی از خانوادهٔ مهاجر آلمانی که پدرش مغازهٔ سیگار فروشی دارد. او کم‌کم با فکرهای «رؤیای آمریکایی»‌اش پله‌های ترقی را طی می‌کند و خودش صاحب هتلی مجلل می‌شود. داستان در اواخر قرن نوزدهم می‌گذرد و روند شکوفایی نیویورک جدید را در لابه‌لایش بیان می‌کند. زاویهٔ دید دانای کل است و تمام...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۳: دریاروندگان جزیرهٔ آبی‌تر؛ از عباس معروفی

۱۹ مهر ۱۴۰۰

اسم داستان‌های این کتاب را می‌گذارم «غمباد». معروفی در مورد بیماری اخیرش نوشت:
 
"سیمین دانشور به من گفت: «غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یک‌وقت، معروفی!»
و من غصه خوردم.
اینجا در بیمارستان شریته برلین، حالا یازده جراحی را پشت سر گذاشته‌ام، از دوشنبه وارد مرحله‌ پرتودرمانی می‌شوم؛ در تونلی تاریک به نقطه‌های روشنی فکر می‌کنم که اگر برخیزم، هفت کتاب نیمه‌...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۲: عشق و چیزهای دیگر؛ از مصطفی مستور

۱۵ مهر ۱۴۰۰

این مطلب را حدوداً سه سال پیش، همان موقعی که کتاب را خواندم، نوشتم و به دلایلی توفیق انتشارش تا حال نبود.
 
از «عشق روی پیاده‌رو» تا نشر «عشق و چیزهای دیگر» حدوداً بیست سال گذشته شده است. در طول این بیست سال مصطفی مستور همیشه به عنوان نویسنده‌ای پرمخاطب در عرصهٔ ادبیات داستانی فارسی شناخته شده است؛ چه در «روی ماه خداوند را ببوس» که با طرز نگاه معنو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۰: نگران نباش؛ از مهسا محب‌علی

۱۳ مهر ۱۴۰۰

خلاصه‌اش این که طرح یک‌خطی داستان بسیار جذاب است: تهران شده پر از پس‌لرزه و هول مرگ همه را گرفته. راوی دختر معتادی است در تمنای اندکی متاع. و دربه‌در در شهر می‌گردد و مشاهدات را می‌گوید. فرای طرح یک‌خطی، پرداخت، انتخاب واژه‌ها، نوع نگاه (به نظرم غیرانسانی) به همه از پدر و مادر گرفته تا مردم شهر و فضاسازی که به نظرم خیلی دم‌دستی و غیرقابل باور است، ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷۹: آذر، شهدخت، پرویز و دیگران؛ از مرجان شیرمحمدی

۰۹ مهر ۱۴۰۰

از این رمان فیلم ساخته شده است. مکالمه‌های فیلم تقریباً در اکثر جاها رونوشت از رمان است. حتی تک‌گویه‌ها رونوشت توضیحات رمان است. اصلاً گاهی آدم شک می‌کند دارد رمان می‌خواند یا فیلم‌نامه. نوشته‌ای پرمکالمه و کم‌توصیف. وقتی فیلم را دیدم، در مورد بهرام (رامبد جوان) و چرایی‌اش در فیلم مشکل داشتم. ظاهراً به هر دلیلی در فیلم از او گفته نشده که مثلاً آدم ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷۸: خانهٔ لهستانی‌ها؛ از مرجان شیرمحمدی

۰۲ مهر ۱۴۰۰

نقد یک‌خطی: عالی است؛ بخوانیدش.
 
مرجان شیرمحمدی نویسنده و بازیگر سینماست. او همسر بهروز افخمی کارگردان مطرح سینماست و این رمان را به او تقدیم کرده است. رمان از زاویهٔ دید راوی پسربچهٔ ده‌ساله‌ای است که در خانه‌ای قدیمی که سابقاً متعلق به آوارگان لهستانی بوده زندگی می‌کند. زمان رمان احتمالاً دههٔ پنجاه شمسی است؛ نشان به نشان آن که برخی از شخصیت‌های...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷۷: تن تنهایی؛ اثر سحر سخایی

۳۱ شهریور ۱۴۰۰

نویسنده آهنگساز و نوازندهٔ حرفه‌ای تار است. برای چند فیلم آهنگ ساخته و در چند کنسرت از جمله کنسرت‌های همایون شجریان همنوازی کرده است. داستان نیز در مورد چند دانشجوی موسیقی است و هر فصل کتاب نام گوشه‌ای از گوشه‌های موسیقی ایرانی است.
و اما بعد. ادای میلان کوندرا را درآوردن نخست نیاز به شناخت فنون روایت دارد، سپس نیاز به تفکر عمیق فراتر از فهم عرفی ا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷۶: دود؛ اثر حسین سناپور

۳۰ شهریور ۱۴۰۰

«دود» رمان کوتاهی است از «حسین سناپور». زاویهٔ دید اول شخص (راوی شخصیت اول) و نحوهٔ روایت پر از جریان سیال خیال است. از نظر مضمون این رمان مرا تا حدی یاد «سرگذشت پرندهٔ کوکی» از «هاروکی مواراکامی» می‌اندازد (شاید به خاطر رفتارهای نیست‌انگارانهٔ شخصیت اول). اما ایرادی بسیار اساسی در رمان «دود» وجود دارد: روابط شخصیت‌ها تبیین نشده است. رفتارهای ناامی...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷۵: تو به اصفهان بازخواهی گشت؛ اثر مصطفی انصافی

۳۰ شهریور ۱۴۰۰

خلاصه کنم:  پیرنگی کلیشه‌ای، روایت بسیار ضعیف که پر از خطاهای فاحش روایت چه از نظر زاویهٔ دید و چه از نظر شخصیت‌پردازی (کدام شخصیت)‌ است. نویسنده حتی نکرده سوگیری سیاسی‌اش را اندکی در لفافهٔ داستان پنهان کند. استاد دانشگاهی که دختری لهستانی به دفترش سر می‌زند. استاد عاشق مادر دختر بوده و لهستان و بازگشت به گذشته و … بگذریم؛ نیمه رها کردم.
پی‌نوشت: ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷۳: آلوت؛ اثر امیر خداوردی

۲۶ شهریور ۱۴۰۰

آلوت در فضایی ساختگی نوشته شده است که تا حد زیادی به سادگی می‌تواند تقارن به واقعیت زد. کهستان جایی شبیه به افغانستان است و ایران که ایران. نویسنده سابقهٔ تحصیلات حوزوی دارد و به همین خاطر تسلطش بر علوم دینی در جای‌جای داستان مشهود است. اما نقطهٔ ضعف این داستان در شخصیت‌پردازی است. گاهی احساس می‌شود گویی نویسنده خواسته غیظش را نسبت به سلفی‌گری خالی...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۶۷: یادداشت‌های زیرزمینی و دیگر داستان‌ها، اثر فئودور داستایوسکی

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰

این مجموعه شامل داستان‌های بلند و کوتاه فئودور داستایوسکی است. این داستان‌ها عبارتند از سه نوولای «همزاد»، «شب‌های روشن»، «یادداشت‌های زیرزمینی»،  و دو داستان کوتاه تقریباً بلند! «فرد فروتن» و «رؤیای آدم مضحک».
در همهٔ این داستان‌ها داستایوسکی نشان می‌دهد که در هر گونه‌ای از روایت به ظرائف روان‌شناسی شخصیت واقف است. در «همزاد» فاصلهٔ طبقاتی و مفهوم...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۸: تذکرهٔ اندوهگینان؛ نوشتهٔ حسام‌الدین مطهری

۲۰ اسفند ۱۳۹۷

«تذکرهٔ اندوهگینان» نوشتهٔ «حسام‌الدین مطهری» را نشر اسم در بهار ۱۳۹۶ برای اولین بار منتشر کرده است. صفحه‌آرایی، طراحی جلد و انتخاب جنس کاغذ برای این کتاب اولین چیزی است که مخاطب را جذب خودش می‌کند. طراحی جلد کتاب به مانند کتب خطی قدیمی، جنس کاغذ شبیه به کاغذ کاهی، و صفحه‌آرایی کتاب بسیار چشم‌نواز است. شروع کتاب با دو جملهٔ کوتاه از نویسنده همراه ا...